هوش هیجانی (قسمت اول)

معرفی هوش هیجانی (قسمت اول)

در این مقاله از معامله گر سه بعدی با هوش هیجانی (قسمت اول) تا حالا پیش خودتان فکر کرده اید که چرا برند اپل در بین تمامی برندها جایگاه خاص و ویژه ای دارد؟ چرا بیل گیتس یک مدیر بسیار موفق است در حالی که خیلی از مدیر ها آرزوی رسیدن به جایگاه او را دارند؟

چه میشود که وارن بافت با چندین تصمیمگیری مالی مهم تبدیل به یک فرد ثروتمند میشود؟ اگر دوست دارید جواب تک تک این سوالها را بدانید با من همراه شوید تا به بررسی یکی از مهمترین مهارت هایی که هر انسان موفقی باید داشته باشد بپردازیم.

این مهارت همان هوش هیجانی یا عاطفی است که به EQنیز معروف است و از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

این هوش آنقدر جایگاه ویژه ای در رفتار و شخصیت یک انسان موفق می تواند داشته باشد که من دوست دارم به غیر از نقش آن در معامله گری شما را با همه جنبه ها و ابعادش آشنا کنم تا با کمک آن نه فقط در معامله گری بلکه در همه بخشهای زندگی تان موفق باشید.

همچنین راهکارهایی را برای تقویت این هوش بهتان آموزش میدهم تا شما را برای رسیدن به موفقیت های بزرگ در معامله گری و از آن مهم تر در تمام مراحل زندگی تان آماده کنم.

قبل از هر چیزی باید بدانید که هر انسانی یک هویت دارد که شامل سه رکن بسیار مهم است وهمه انتخاب های ما و جایگاهی که در آن قرار داریم رابطه مستقیمی با این سه رکن دارد.

رکن اول : رکن شخصیت ماست که تقریباً ثابت و قابل تغییر نیست مثلا یک نفر درونگرا و یک نفر برونگرا است و طبق همین دو ویژگی رفتاری است که شخصیت و عملکرد مان شکل می گیرد. شغلمان را انتخاب میکنیم و با آدم های اطراف مان ارتباط برقرار میکنیم.
رکن دوم : هوش منطقی، محاسباتی یا همان IQهمه انسانها تقریبا یک عدد ثابت و غیرقابل تغییر است و شخصی که آی کیو بالایی دارد اصطلاحا آدم باهوشی است. البته این را بگویم که همه آدم های موفق هوش منطقی یا آی کیو بالایی نداشتند.

جالب است بدانید با تحقیقاتی که دانشمندان روی افراد موفق انجام دادند دیده اند که از ۱۰ثروتمند بزرگ جهان فقط یک نفر آی کیو بالایی داشته و در واقع آدم بسیار باهوش بوده است و آن شخص کسی نیست جز بیل گیتس.

طبقه بندی آی کیو به این صورت است که اگر ضریب عددی آی کیو هر شخص بین ۷۰تا ۸۰ باشد این شخص هوش کمی دارد.

از ۸۰تا ۹۰پایینتر از حد نرمال و از ۹۰تا ۱۱۰که تقریباً ۵۰ درصد مردم دنیا ضریب آی کیو شان دراین محدوده است نرمال به حساب می آیند. از ۱۱۰تا ۱۲۰ بالاتر از نرمال است و ۱۲۰تا ۱۳۰فرد با استعداد شناخته می شود که تقریباً هشت درصد مردم جهان را شامل میشود.

2 و نیم درصد بین 130تا 140قرار دارند که افراد ممتاز هستند و نهایتا کمتر از یک درصد مردم جهان ضریب هوشی بالای ۱۴۰دارند که نابغه هستند وبیل گیتس یکی از آنها است.

همانطور که گفتم از 10ثروتمند بزرگ جهان فقط یک نفر ضریب هوشی بالایی داشته است پس بقیه چطور توانسته اند به موفقیت و ثروت برسند؟ این موضوع ارتباط مستقیمی با رکن سوم یعنی هوش هیجانی یا عاطفی دارد.


رکن سوم : همان هوش هیجانی یا عاطفی است که به EQنیز معروف است. در واقع میشود گفت مهمترین اصل موفقیت ، بهره مندی از هوش هیجانی بالاست. هوش هیجانی یا EQبرعکس IQو شخصیت افراد کاملاً قابل تغییر است و برای همین است که با بالا بردن آن می توانیم در هر زمینهای از زندگی موفق شویم.

مثلاً با هوش ترین تحلیلگر ها لزوما معامله گر های خوبی نیستند. در واقع تحلیلگر ها ممکن است بتوانند بهترین تحلیل ها را با هوش منطقی یا آی کیوی بالای خودشان ارائه بدهند ولی اگر ضعفی در هوش هیجانی شان داشته باشند نمیتوانند بر اساس همان تحلیل معاملات خوبی را انجام بدهند.

مثلاً با وجود این که میتواند نقاط ورود و خروج را بر اساس منطق بازار پیدا کند و آینده بازار را نیز به خوبی پیش بینی کنند ولی نمیتواند بر احساساتشان غلبه کند. در واقع هیجانات نادرست اجازه نمیدهد که ورود مناسبی داشته باشند یا در نقطه مناسبی از معامله خارج شوند.

در حدود ۳۰سال پیش روانشناسان و دانشمندان اعتقاد داشتند که موفقیت افراد رابطه مستقیمی با آی کیو شان دارد.

به همین دلیل تصمیم گرفتند که تحقیقاتی روی فارغ التحصیلان که آی کیو بالایی داشتند انجام بدهند. بر اساس این تحقیقات متوجه شدند که اغلب این افراد در جامعه اتفاقا زندگی کاملا معمولی دارند و جایگاه مالی شان خیلی نرمال است پس متوجه شدند که آی کیو بالا به تنهایی نمی تواند باعث موفقیت افراد بشود.

در سال 1990دو روانشناس نام آشنا به نام های John Mayerو Peter Salovey برای اولین بار اعلام کردند که هوشی به نام هوش
هیجانی یا عاطفی در افراد وجود دارد. به گفته این دو روانشناس ما آدم ها در دنیای اطرافمان هر لحظه در حال دریافت یکسری ورودی به مغزمان هستیم و واکنش هایی که به این ورودی ها نشان می دهیم را هیجانات میگوییم.

هوش هیجانی در واقع توانایی مدیریت کردن این هیجانات است.
فرض کنید روزی به محله قدیمی تان که سال ها پیش در آنجا ساکن بوده اید رفته اید. یک نفر شما را صدا میزند و شما هم برای واکنش نشان دادن به این صدا بر می گردید تا نگاهش کنید.
واکنش شما به این صدا می تواند به صورت سلام کردن به آن شخص باشد و یا اینکه هم سلام کنید و هم او را در آغوش بگیرید و یا چون آن شخص را نمیشناسید روی تان را برگردانید و به راهتان ادامه بدهید و خیلی واکنش های دیگر که ممکن است در جواب صدای این شخص انجام دهید.

تمام این رفتارها و عکس العمل ها بر اساس عملکرد هوش هیجانی تان است. هر چقدر تعداد واکنش هایی که به ذهن تان می رسد و می توانید به یک ورودی بدهید، بیشتر باشد یعنی شما EQ یا هوش هیجانی بالا تری دارید. حالا که متوجه عملکرد این هوش در واکنش های رفتاری و تصمیم گیری هایتان شدید باید ببینیم این هوش اصلا در کجای مغز ما قرار دارد و عملکردش چه جوری است. در قسمت بعد درباره این موضوع صحبت می کنیم.

هوش هیجانی (قسمت اول)
هوش هیجانی (قسمت اول)
لینک کوتاه مقاله

https://traderfx.ir/?p=11596

مدرس دوره

استاد مهربان

سطح دوره​

فوق پیشرفته

تعداد جلسات​

73 ویدیو

هزینه دوره​

کاملا رایگان

Question mark

هر گونه سوال، پیشنهاد یا انتقادی در رابطه با دوره رایگان آموزش اکسپرت دارید در بخش دیدگاه‌ها مطرح نمایید تا بتوانیم بهترین آموزش ها را برای شما علاقمندان به آموزش ربات نویسی تهیه کنیم.